الشيخ علي اكبر النهاوندي
169
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
و در آن حين بداند او حضرت حجّت است و در حال مشاهده ، اين معنى را بداند و معلوم نشده آورندهء توقيع ، اين مطلب را دعوى كرده است . نيز علّامهء مذكور در فوايد خود ، در مسألهء اجماع فرموده : بسا مىشود براى بعضى از حفظهء اسرار از علماى ابرار ، علم به قول امام به عينه ، بر وجهى حاصل شود كه با امتناع رؤيت در غيبت كبرا منافى نباشد ، لذا از تصريح نسبت آن قول به امام عليه السّلام ، متمكّن نمىشود ، پس آن قول را در صورت اجماع ابراز مىكند تا ميان اظهار حقّ و نهى از افشاى اين سرّ در هرحال جمع كرده باشد . ماحصل دو فرمايش علّامهء مذكور اين است : مشاهدهاى كه بايد مدّعى آنرا تكذيب كرد ، مشاهدهاى است كه مدّعى آن بگويد : من در عين مشاهده و ملاقات ، دانستم او ، امام زمان و حجّت عصر است . امّا امر در قصص و حكايات كسانى كه در غيبت كبرا ، حضور مباركش شرفياب شده يا مىشوند ، غير از اين است ، چون آنها در حين مشاهده و ملاقات ، آنجناب را كه نمىشناسند ، سهل است ، بلكه اصلا به خاطرشان خطور و خلجان نمىنمايد اين آقا كه من به شرف لقايش مشرّف هستم ، امام عصر باشد . آنها بالمرّه در آن حين ، از اين معنى ، ذاهل و غافلاند و بعد از انقضاى مدّت تشرّف و ملاقات ، به واسطهء بعضى از قراين و خصوصيّات ، يقين پيدا مىكنند او امام عصر بوده است . با اين تقرير ، هيچ مجالى براى اين شبههء مخالفين نمىماند ، كما لا يخفى . وجه پنجم : چيزى است كه علّامه بحر العلوم آنرا در رجال خود ، بعد از كلام سابق كه در رجالش از ايشان نقل شد ، به اين عبارت فرموده كه : گاه هست امتناع مشاهده را در شأن خواصّ منع كند ، هرچند ظاهر اخبار به سبب دلالت عقل و دلالت بعضى از آثار بر آن دلالت دارد ، انتهى . محصّل اين است : مشاهدهء آن جناب در غيبت كبرا براى خواصّ امكان دارد و اخبار وارده در تكذيب كسى كه مدّعى مشاهده در غيبت كبرا باشد بر عامّه ناس محمول است ، نه آنكه مشمول خواصّ با اختصاص هم باشد .